وقتی که

وقتی که دیگر نبود،من به بودنش نیازمند شدم.

وقتی که دیگر رفت،من به انتظار آمدنش نشستم

وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد،من او را دوست داشتم

وقتی که او تمام کرد،من شروع کردم...

وقتی او تمام شد،من آغاز شدم.

و چه سخت است تنها متولد شدن،

مثل تنها زندگی کردن است...مثل تنها مردن!

عجايب هفت گانه جهان

معلمي ازدانش آموزان خواست تا عجايب هفت گانه جهان را فهرست وار بنويسند.دانش آموزان شروع به نوشتن كردند.معلم نوشته هاي آن ها را جمع آوري كرد.با آن كه همه جواب ها يكي نبودند اما بيشتر دانش آموزان به موارد زير اشاره كرده بودند: اهرام مصر ،تاج محل،كانال پاناما،كليساي سن پيتر،ديوار بزرگ چين و... در ميان نوشته ها كاغذ سفيدي نيز به چشم مي خورد. معلم پرسيد:"اين كاغذ سفيد مال چه كسي است؟" يكي از دانش آموزان دست خود را بالا برد. معلم پرسيد:"دخترم چرا چيزي ننوشتي؟" دخترك جواب داد :"عجايب موجود در جهان خيلي زياد هستند و من نمي توانم تصميم بگيرم كه كدام را بنويسم. معلم گفت:"بسيار خوب هر چه در ذهنت است به من بگو ،شايد بتوانم كمكت كنم" در اين هنگام دخترك مكثي كرده وگفت:"لمس كردن،چشيدن،ديدن،شنيدن،احساس كردن،خنديدن و عشق ورزيدن. پس از شنيدن سخنان دخترك ، كلاس در سكوتي محض فرو رفت. آري عجايب واقعي همين نعمت هايي هستند كه ما آنها را ساده و معمولي مي انگاريم..

اگر مي دانستي

اگر مي دانستي كه چقدر دوستت دارم سكوت را فراموش مي كردي تمامي ذرات وجودت عشق را فرياد مي كرد. اگر مي دانستي كه چقدر دوستت دارم چشمهايم را مي شستي و اشكهايم را با دستان عاشقت به باد مي دادي. اگر مي دانستي كه چقدر دوستت دارم نگاهت را تا ابد بر من ميدوختي تا من بر سكوت

دلتنگی

ديشب دوباره درو به خاطرت نبستم
ديشب دوباره دلو براي تو
شكستم
ديشب كه دفتره عشقو ورق مي زدم
دوباره اسمتو تو گوشه گوشه اون
نوشتم
ديشب ديدم ديگه داره دلم برات تنگ ميشه
فاصلمون خيلي وقته كه داره
پررنگ ميشه
اگه دوباره نخواي بياي كنارم

نمي دونم بدون تو تا كي طاقت
ميارم
اگه باور كني كه دستام بدون تو سرد و زمستونيه
اگه باور كني كه چشام تو
حسرتت ابريو بارونيه
شايد باور كني كه دلم هنوز پيش دلت زندونيه

خدايا

خدايا ميشنوي؟........ 

         
خداوندا به من توفيقي ده که فقط يک روز بنده مخلص تو باشم که مي دانم حتي ساعتي اين چنين بودن بس دشوار است.

خدايا سينه ام را چنان بگشاي که درد هاي تمام عالم را در آن جاي دهم. حتي درد محکوم شدن به گناه هاي ناکرده ام را.

خدايا مي دانم که نادانم به ذره اي از علم بيکرانت دانايم کن.

بارالها زبانم در ستايش تو قاصر است به من زباني عطا کن تا گوشه اي اندک از رحمت بيکرانت را سپاس گويم.

خداوندا راه گم کرده ام ، هدايتم کن.